تبلیغات
شركت تعاونی صنایع دستی پوریا - گلیم
 
شركت تعاونی صنایع دستی پوریا
می‌توانید برای سفارش این محصولات باشماره‌ ی زیر تماس بگیرید: تلفن :09159604302
درباره وبلاگ


اینجانب عظیم ناروئی مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره شركت تعاونی صنایع دستی پوریا ونیز مدیرعامل اتحادیه تعاونیهای صنایع دستی استان سیستان وبلوچستان هستم ومدت چهارده سال در زمینه صنایع دستی استان فعالیت می‌نمایم.تعاونی صنایع دستی پوریا با 14سال سابقه یکی از فعال ترین تعاونی های برتر استان سیستان و بلوچستان می باشد. و با عنایت و لطف خداوند توانسته است تعداد بیشماری از افراد بیکار در سطح استان را تحت پوشش قرار دهد. این تعاونی زیر نظر صنایع دستی و اداره تعاون فعالیت می کند و در نمایشگاههای بیشماری در سطح کشور شرکت نموده است.
نمونه ای از کارها و تولیدات این تعاونی عبارتند از:
سکه دوزی های متنوع ، گلیم ، حصیر ، سفال سرباز و کلپورگان ،
سوزن دوزی از قبیل :
تکه دوزیهای لباس های محلی ، شال ، نوار سوزن دوزی شده جهت مانتو ، کیف و کفش و ...
تولید انواع رومیزی ، رو تختی ، کوسن ، سجاده و جانماز ، آباژور و ...سوزن دوزی شده

فعالیتهای این شرکت شامل : آموزش و مشاوره و تولید و بازاریابی محصولات صنایع دستی و پشتیبانی و توزیع مواد اولیه محصولات فوق می باشد.
جهت اطلاعت بیشتر با شماره های ذیل تماس بگیرید.
تلفن : 09153493414

مدیر وبلاگ : عظیم ناروئی
نویسندگان
1389/06/7 :: نویسنده : عظیم ناروئی

مقدمه

اختلاف شرایط اقلیمی در مناطق مختلف ایران (كوهستان، دشت و دمن، كویر) عامل تأثیرات و تغییرات در شرایط زندگی است. این تغییرات به نوبه خود تأثیر فراوان در همه مسائل، آداب و رسوم، سنن و هنرهای دستی كه بافت گلیم نیز یكی از آنهاست دارد. بهتر بگوییم یكی از عوامل تنوع و گوناگونی بافتهای   ایران همین است كه اشاره شد. تفاوت فاحش بافتهای ایران هر كدام بیانگر خصوصیات بافندگان و محیط بافت است كه كاملاً از هم متمایز و قابل تشخیص هستند. با تكنیك بافت گلیم وسایل مختلف تهیه می شود. رختخواب پیچ (چادرشب)، خورجین و سجاده نمونههایی از آنهاست.

گلیم را می توان از د وجهت بررسی كرد: یكی از نظر بافت و دیگری از نظر نقش. بافت گلیم در ایران چندان        گلیم را به طریق سوماك می بافند.

در بعضی نقاط، رنگ خاصی بیشتر استفاده می شد، یكی از علل اساسی آن امكان رشد گیاه رنگی مخصوص در آن سرزمین بوده است كه برای تهیه آن رنگ مورد استفاده قرار می گرفت اما اكنونا مكان تهیه رنگها در بازار بیشتر شده است و تقریباً می توان گفت كه رنگها در همه جا متنوع است.

نقوش گلیم به دلیل تكنیك خاص بافت، بیشتر به صورت اشكال هندسی است، با وجود این محدودیت، آن چنان تنوع و قدرت هنری وسیعی دار دكه حتی در كتب هنری بین المللی دیده شده كه دست بافت روستایی ایرانی (كسی كه تحصیلی در زمینه فرم و رنگ ندارد) در مقایسه با كار هنری یك هنرمند (كسی كه تحصیل و تجربه در زمینه هنر دارد) دارای ارزش هنری بیشتری است.

نكته جالب توجه این است كه، به دلیل امكانات و تسهیلات ارتباطی كه به مرور زمان بین روستاها و شهرها ایجاد شده است، بافندگان، امكان برخورد و آشنایی با دست بافتهای یكدیگر را نیز پیدا كرده اند، این موضوع باعث می شو دكه هنگام بافت، نقوشی از مناطقی كه گذر كرده اند به ذهنشان مانده باشد و یا شبیه آن نقوش را در گلیم خود بیاورند. برای مثال دیده شده است كه نقشهایی شبیه به هم، هم در بافتهای آذربایجان و هم در كردستان و یا جاهای دیگر نزدیك به این نقاط بافته شده است.

از آثار و نوشته های مورخان و جهانگردان پیداست كه بافتن جزوا ولین هنرها و صنایع قبیله های پراكنده انسانها بوده است. می توان گفت بافتن پارچه و گلیم تقریباً ا زیك زمان رواج یافته است. حتی می توان گفت كه انسان پیش از آنكه دست به ساختن خانه بزند، اقدام به بافتن كرده است. برای بافتن پارچه از الیاف ظریف تر و برای بافتن گلیم از الیاف ضخیم تر استفاده می شده است.

در سال 1949 در سرزمین روسیه یك قطعه قالی به نام قالی (پازیریك) به حال انجماد، پیدا شد كه مربوط به 350 تا 500 سال قبل از میلاد مسیح بوده است و به این ترتیب وجود قالی و گلیم در تمدنهای باستانی فلات ایران ثابت گردید. فرش یاد شده دارای 3600 گره متقارن در هر دسیمتر مربع می باشد. نقش آن قالی بیانگر این است كه برای رسیدن به چنین مهارتی در قالی بافی لازم است كه بافنده ا زیك سنت حداقل هزارساله برخوردار باشد. بدین ترتیب تاریخ پیدایش هنر گلیم بافی و قالی بافی در ایران حدوداً بین 1500 تا 2000 سال قبل از میلاد تعیین شد. از آنجایی كه گلیم زودتر از قالی بافته شده تاریخ گلیم بافی به 3000 سال پیش از میلاد عنوان شده، كه تاریخ آغاز نساجی است و از وسایل بافتی كه از بهشهر به دست آمده تاریخ آن متعلق به 600 سال قبل از میلاد است و نشان می دهد كه از موی بز و گوسفند استفاده می شده است، اما در مورد پارچه مشخص نیست ك هاز همین الیاف استفاده می كردند یا نه. در تپه های سیلك كاشان نمونه بافت پارچه متعلق به 4700 سال پیش به دست آمده است.

در حال حاضر گلیم وسیله ای است كه به عنوان زیرانداز و پرده در چادرها و محلهای عمومی نظیر قهوه خانهها و نیز در تهیه لوازم زندگی و كار، مانند رختخواب بند (چادرشب)، سجاده، خورجین، جوال دیوارهای چادر، جل اسب، پشتی، سفره و ... استفاده می شو دكه در این مقوله توضیح داده شده است.

ابزار گلیم بافی عبارتند از:

1- دار: كه كلاً به دو نوع افقی و عمودی تقسیم میشود.

2- نخ چله: نخ چله معمولاً از پنبه با ضخامتهای متفاوت است، در بعضی از روستاها از پشم برا ینخ چله (تار) استفاده می كنند. شاید به علت سهولت دسترسی پشم و عدم دسترسی به پنبه در بعضی موارد استثنایی نیز از ابریشم استفاده می شود.

3- پشم: پشم مراحل مختلف از چیدن، شستن، رشته شدن (ریسیدن) و رنگرزی را می گذراند و بعد از اتمام این مراحل به عنوان خامه شناخته می شود.

عملكردهای ضروری برای شروع بافت:

1- رنگرزی: در شهرها متخصصان و در ایلات و عشایر خود بافندگان آن را انجام می دهند.

2- چله كشی: سوار كردن نخ (تار) روی چهارچوب «دار» است.

3- نقشه كشی: در شهرها و آموزشگاهها نقشه روی كاغذ مخصوص طرح می شود و از روی نقشه، طرح روی دار پیاده می شود، در ایلات و روستاها خود بافنده، طرح را ذهنی روی دار پیاده می كند.

الف: دار

یكی از مهم ترین وسایل كار گلیم بافان «دار» است كه در بعضی مناطق كارگاه نیز نامیده می شود. دارهای گلیم بافی هر منطقه بنابر سنتها، عادات و مقتضیات آن منطقه هستند.

عشایر به دلیل كوچ نشین بودن خود و از آنجا كه الزام دارد تا ابزار گلیم را همراه با جابه جایی ایل و عشیره شان انتقال دهند، معمولاً از دارهای افقی كه به راحتی قابل حمل بر پشت اسب و الاغ بوده و همچنین قابل استقرار در محل اسكان است استفاده می كنند، اما روستانشینان كه در محل ثابتی زندگی می كنند به خاطر صرفه جویی در اشغال جا از دارهای عمودی بهره می گیرند.

دار افقی:

این دار شامل چهارچوبی است كه معمولاً در ایلات متداول است. هرگاه كه تصمیم به بافت بگیرند (معمولاً در جایی كه ساكن می شوند) چهار گوشه آن راب ا میخ به زمین می كوبند و موقع حركت میخها كنده می شوند و دار قابل انتقال می گردد. حتی می توانند دو تیر بالایی و پایینی (بدون چهارچوبهای پهلویی) را روی زمین به چهار میخ بكوبند و چله كشی كنند.

دار عمودی:

این دار در جایی ثابت قرار دارد و به دلیل جلیگیری كمتر معمولاً در گوشه ای از فضای موجود قرار می گیرند. دار عمودی به سه نوع دار تقسیم بندی می شود:

1- دار ثابت: در ساختمان این دار، محلی برای حركت بافت نیست و بافنده خود، به وسیله نردبانهایی كه به دو طرف دار بسته شده اند و به بالا می روند تغییر جا می دهد. دار ثابت از ابتدایی ترین انواع دار است. در این نوع دار گلیم به اندازه كادر داخلی دار بافته می شود.

2- دار تبریزی: این نوع دار متداول ترین نوع دار عمودی است، در كار كرد نبا این دار بافنده تغییر جا نمی دهد دو چوب تحتانی (زیردار) و فوقانی سردار) دارد. سردار به وسیله پیچ و مهره قابل حركت است. در موقع ضروری، دار شل می شود و پس از برگرداندن قسمت بافته شده به پشت، دوباره دار محكم می گردد. با این دار می توان دو برابر اندازه آن بافت. در حال حاضر این دارها با پیچ و مهره و به صورت آهنی ساخته می شون دكه اصولی تر است. دارهای كوچك را می توان تمام فلزی ساخت، اما دارهای بزرگ به دلیل سنگینی، اشكال حمل و نقل و همچنین كنترل ایست آن همچنان از چوب ساخته می شوند.

3- دار گردان: در این نوع دار، نخ به سردار و زیر دار پیچیده می شود و از شروع بافت به تدریج از سردار باز و بافته می شود سپس به زیر دار بر می گردد. با این نوع دار می توان طول تارها، در نتیجه طول گلیم را به مقدار كه می توان رساند، در این روش بافت، آنچه بافته شده است، به دلیل پیچیده بودن قابل رؤیت نیست و بعد از اتمام كار، بافته از دار باز می شود و قابل رؤیت است.

چله كشی:

قبل از چله كشی باید سمت راست و چپ دار از نظر ارتفاع تنظیم شده و هم اندازه باشند و امكان شل و سفت شدن در چوب بالایی (سردار) باش دكه بعد از بافتن در این سمت دار بتوان بافته را به پشت برگرداند.

مهمترین مرحله قبل از بافت، چله كشی است بعد از برپا داشتن دار باید نكات ضروری و مهم را در چله كشی در نظر داشت. نخهای چله معمولاً از جنس پنبه و به رنگ سفید هستند. در بعضی مناطق از پشم و به ندرت از ابریشم استفاده می شود نخهای چله (تار) باید به موازات یكدیگر و با فاصله مشخص بر روی دار پیچیده شوند. نخهای پنبه ای معمولی ترین نوع نخ تار هستند كه پیچیدگی (تاب) آن قدرت استقامت و كششی تار را زیاد می كند از مشخصات دیگر آن یكدست و یكنواخت بودن نخهای چله (كلفت و نازك نباشند) است.

الف: نحوهی چلهكشی:

قبل از اینكه چله كشی شروع شود ابتدا دو رشته(چند لا از نخهای تار) نخ به فواصل دلخواه و به موازات زیر دار و سر دار(حدودا به فاصله 0 2 سانتیمتر)با میخ به بدنه دار كوبیده می شود. در اصطلاح چله كشی این دو رشته نخ را زهوار می نامند. یكی از این زهوارها بعدا برای شروع گلیم بافی و دیگری به منظور قرار دادن چوب میانی(هاف)و همچنین چوبك وجی برای جدا كردن نخهای رو از نخهای زیر مورد استفاده قرار می گیرد.

برای دقت و سرعت عمل در شمارش نخ تار ابتدا چوب سر دار را به واحد ده سانتیمتر: ده سانتیمتر تقسیم بندی می كنند و با ماژیك علامت گذاری می نمایند سپس اولین نخ را دور چوب زیر دار می پیچند و گره می زنند و سپس شروع به چله كشی می كنند به این ترتیب كه نخ اول از روی سر دار می گذرد و از پشت و سپس زیر دار به جلو و جای اول بر می گردد.

این كار معمولا توسط دو نفر انجام می گردد یك نفر در پایین نزدیك چوب زیر دار می نشیند و دیگری مسلط به چوب دار می ایستد. نفر نشسته گلوله نخ را از روی نخ (زهوار اول) و زیر نخ (زهوار دوم) رد و به بالا پرتاب می كند. نفر ایستاده گلوله نخ را می گیرد و آن را به طور منظم در كنار نخ قبلی جا می كند و گلوله را از پشت به پایین می اندازد. این بار نفر نشسته بر عكس عمل می كند یعنی گلوله نخ را از زیر نخ اول و روی نخ دوم رد می كند.به همین ترتیب ادامه می دهند و یكی در میان زیر و رو رد میكنند تا به تعداد مورد نظر نخ به دور تار پیچیده شود. به طور معمول هنگام بافت پودها كشیده میشوند و از پهنای گلیم كاسته میگردد. برای رفع این مشكل معمولا چند جفت تار بیشتر از اندازه مورد نظر كشیده میشود. سپس چند ردیف زنجیره از جنس نخ تار و چند ردیف گلیم ساده بافته میشود. دار به اندازه های دلخواه با چوب یا فلز درست میشود و در اندازه های كوچك با چوب بهتر از فلز است. اگر دار فلزی باشد هنگام شانه زدن آنچه بافته شده است می چرخد یا سر می خورد. به عبارتی دیگر كج می شود ولی با چوب نخهای چله قفل می شوند.

بعد از چله كشی چوبی استوانه ای شكل ((هاف)) را كه دارای طولی معادل عرض اسمی(عرض كامل دستگاه بافندگی)دار گلیم بافی و قطری حدود سه سانتیمتر است به جای زهوار دوم قرار می دهند و زهوار طنابی ر ا حذف می كنند بعد از این عمل نوبت بستن كجو می رسد. كجو كه گاهی با عنوان كجی یا كجوچو یا گردچو نیز از آن  یاد میشود چوبی استوانه ای شكل و قطورتر از چوب هاف است. بستن كجو به بافندگان امكان سرعت عمل بیشتری را می دهد.

نحوه بستن كجو بدین صورت است كه مطابق شكل مقداری نخ انتخاب می كنند و یك سرآن را به سمت راست میلهء چوبی گره میزنند آنگاه بافنده ضمن آزاد گذاشتن مقداری نخ سر دیگر آن را از زیر چوب به پشت اولین تار زیر می برد و از روی چوب به جلو می آورد و از داخل حلقه تشكیل شده عبور می دهد و می كشد تا جایی كه تار تحت كشش قرار می گیرد. به همین ترتیب بافنده كلیه تارهای زیر را جدا و ضمن عبور نخ از لا به لای آنها به سر دیگر نخ را به انتهای چوب كجو میبندد. در این مرحله بافندگانی كه از مهارت و تجربه‌ی كافی برخوردارند با انگشتان دست چپ خود طوری فاصله تارهای زیر كجو را تنظیم میكنند كه در پایان كار تماما“ دارای فاصله ای یكسان با كجو خواهند بود .

بعد از اتمام چله كشی و برای شروع بافت از لبه دوزی یا زنجیره زدن استفاده میشود. این كار الزامی نیست ولی انتهای نخهای چله كه بعدا“ به صورت ریشه در می آید به نحو مطلوبی بسته می شود.

گلیم بافی با چند رج ساده بافی آغاز میشود. در روستاها و عشایر از پشم بز در كنارهها و شروع و ختم بافت استفاده می كنند. این عملكرد بدین منظور است كه پشم بز مانع از بید زده شدن گلیم می گردد یا به عبارتی نمی گذار دكه بید از محدوده لبه‌ی گلیم به داخل آن نفوذ كند.

مسائل مورد توجه در چله كشی:

1-   زیر رو رفتگی دو نخی كه به طور موازی بسته شده اند كاملا“ رعایت شود زیرا این مسئله در تنظیم چله و گلیم بافی اهمیت فراوان دارد.

2-   عمل چله كشی باید كاملا“ در وسط و از دو طرف قرینه باشد.

3-   نخهای چله نباید شل و سفت كشیده شوند و تمام آنها هم نباید زیاد ه از حد سفت باشند كه باعث قوس دادن به چوبها یا شكستگی آنها می شوند.

4-   سر دار و زیر دار باید كاملا“ موازی یكدیگر باشند.

5-   تغداد نخها در دو طرف(پشت و رو) حتما“ باید مساوی باشند.

نحوی‌ی بافت:  

برای شروع بافت ابتدا چند رج ساده ((گیس بافی)) انجام می گیرد. گیس بافی حدود 12-10 سانتیمتر از پایهی چله برای داشتن ریشهی گلیم فاصله دارد. گیس بافی به چندین فرم انجام میگیرد چند رج ساده دو رج زیر دو رج رو چند رج ساده دوباره دو رج زیر دو رج رو برای ابتدای گلیم می بافند. سپس بافت اصلی آغاز میشود و بافنده طبق نقشه و یا بر اساس ذهنیات خود نخهای رنگین را كه قبلا“ به صورت گلوله در آمده و بالای سرش آویزان است از لا به لای تارهای گلیم عبور می دهد و شكل مورد نظر را بیان می كند.

هر ردیف پود گذاری یك رج نامیده می شود و لازم است بر روی هر رج بافته شده دفتین زده شود تا درگیری تار و پود استحكام كافی به خود بگیرد. نكتهی دیگری كه در حین بافت گلیم دارای اهمیت فوقالعاده است این است كه چنانچه قرار باشد،گلیم به شكل ساده یا راه راه بافته شود میتوان بافت را طبق آنچه گفته شد تا پایان ادامه داد .ولی،از آنجایی كه گلیم های ایرانی به ندرت بدین گونه میباشند و معمولاً دارای نقوش سنتی یا اشكال نباتی یا حیوانی (به گونه ی هندسی)هستند ،بافندگان در صورتی كه ناچار به استفاده از رنگهای مختلف در یك رج و در كنار همدیگر باشند در محل مورد نظر سر خامه(پرز) و خامه ی دیگری را كه دارای رنگ دیگری است در كنار آن قرار و عمل بافت را ادامه می دهند ،ولی چنانچه تكرار بافت به صورت عمودی و جنب یكدیگر ا زده رج تجاوز كند ، حتما لازم است تا خامه های رنگینی كه در كنار هم

قرار می گیرند در یكدیگر زنجیره شوند .یا به اصلاح در یكدیگر كلید شون دكه آن هم، چندین فرم متفاوت است .در غیر زنجیره كردن سوراخ هایی گلیم ایجاد می شود كه از كیفیت گلیم می كاهد.

 

11.عوامل ایجاد نقوش گلیم

                  یا              

     (ریشه یابی نقوش  گلیم)

عوامل جغرافیایی و طبیعت سرزمین ایران بیانگر این است كه ادامه‌ی زندگی كشاورزی و دامداری جز با بارش منظم و به موقع طبیعت امكان‌پذیر  نیست. نیاز به توافق عوامل طبیعت را می‌توان در نقوش ملاحظه كرد؛ نقوشی كه از خطوط عمودی، افقی و مضرس یا به عبارت دیگر نقوش هندسی و خطوط زاویه‌دار تشكیل شده است.

بخش از نقوش كه در گلیم بافی ایران مورد استفاده قرار می گیرد. تدوام نقوش اساطیری است كه ریشه از روزگارانی بسیار دور دارد وجود نگارهها و طرحهایی از قبیل ترنج و درخت، لاله باز، لاله بسته، برگ مو، برگ خیار، و .... هر كدام نشانه ای از خواست باطنی بافندگان برای سرسبزی و خرمی محیط زیستشان است.

حاشیه لوزی نشانه ای از حركت آب در یك جوی باریك یا داخل حوضچه است. وجود نقش گل خورشیدی در گلیمها حكایتا ز بركت خورشید و زایندگی خاك می شو دكه نزد بافندگان روستایی قابل احترام است. نقش بوته جقه یا بوته ترمه كه حالت درخت سرو خمیده را دارد و در عین حال سمبل نجات و زندگی در بافته های روستایی و عشایر است به دلیل سربلندی و استقامت یكی از نمادهای زندگی است.

نكته حائز اهمیت این است كه بوته جقه، به عنوان سمبل زندگی در طرحهای بیشتری اعم از قالی، گلیم و پارچه رسوخ كرده و در ارتباط با عواطف و حالات روحی بافنده به اشكال مختلفی متجلی شده است. مثلاً بوته جقههای پشت به هم نقش قهر و بوتههای رو به هم نقش آشتی را دارند. در اندازه های متفاوت یكی از درون دیگری، نقش مادر و بچه را دارند.

نقوش خوشه گندم، درختان افشان یا كاجها نیاز بافندگان به سرسبزی محیط و طول عمر است. گرچه این نقوش و بسیاری نقوش دیگر در همه گلیمها بافته می شوند ولی گلیمهای بافته شده در هر منطقه چه از نظر طرح و چه از نظر بافت و رنگ آمیزی، مختصات خاص منطقه خود را دارند.

بلوچ (بلوچستان):

بلوچ از واژه های فارسی باستان است و به معنای تاج و خروس با شانه است. بلوچها به دلیل شرایط اقلیمی همیشه با طبیعت در پیكاراند و همواره آرزوی برخورداری از منابع فراوان آب و مرغزار را در بافتهای خود بیان كرده اند. آنان به شبانی روزگار می گذارنند و در چادرهایی كه به اسلوب خشن از پشم سیاه بز بافته شده اند زندگی می كنند. زیرانداز چادرها گلیمهایی به رنگهای گوناگون اند نقش این گلیمها در حاشیه به صورت خرمهرههایی است كه سابقاً به جای سكه به كار می رفت.

یكی از بافتهایی خاص بلوچ سفره است كه به اصطلاح بومی جهیزی است كه زمینه آن از پشم طبیعی شتر می باشد و اغلب ترنجی در وسط آن دیده می شود. گلیمهایشان نیز اسلوب خاص خود را دار دكه میناخوانی نامیده می شود. سرتاسر گلیم از بافت راه شكل گرفته است كه در هر ردیف آن نقوش متفاوت از نظر طرح و رنگ به چشم می خورد.

رنگهای تیره، مانند قهوه ای، قرمز تیره (مایل به قهوه ای) و شتری و آبی سیر و رنگهای روشن مثل زرد، سبز، قرمز كه در شكل گیری طرحهای بلوچی نقش مؤثری دارند، رنگهای مشخصه، طرحها بلوچاند. نكته قابل توجه این است كه بلوچها پشتی را به شیوه قالی می بافند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :